روایت تلخ مادر از مرگ پسرش: بچه‌ام رفت…

۰

**فاجعه در سالن بسکتبال: مرگ تلخ رضا کاظمی، جوان بسکتبالیست شیرازی، قلب جامعه ورزشی را به درد آورد** حادثه دلخراش و مرگ ناگهانی رضا کاظمی، بسکتبالیست جوان و بااستعداد شیرازی، در جریان یک مسابقه، موجی از اندوه و تأسف را در جامعه ورزشی کشور برانگیخته است. این اتفاق تلخ که در روز جمعه، ۷ شهریور ۱۴۰۵، در رقابت‌های بسکتبال جوانان استان فارس رخ داد، جزئیات تکان‌دهنده‌ای دارد که مادر داغدار رضا، آن را با چشمانی اشکبار روایت کرده است. **از اوج هیجان تا تلخ‌ترین لحظه: فاجعه در سکوت سالن** رضا کاظمی، که در کوارتر اول مسابقه عملکردی درخشان داشت و هیچ نشانه‌ای از بیماری قلبی از خود بروز نداده بود، پس از تعویض و نشستن روی نیمکت، ناگهان دچار عارضه قلبی شد و روی زمین افتاد. لحظه‌ای که مادر او، که خود از کادر درمان است، شاهد از حال رفتن فرزندش بود، آغاز کابوسی تلخ شد. **تلاش‌های ناامیدانه برای نجات: مادری در برابر تقدیر** مادر رضا، در اولین واکنش، تلاش برای احیای فرزندش را آغاز کرد. او با مهارت‌های پزشکی خود، چندین بار عملیات CPR را انجام داد و سعی کرد تنفس مصنوعی به پسرش بدهد. یکی از داوران مسابقه که سابقه گذراندن دوره فوریت‌های پزشکی را داشت، نیز در این عملیات یاری رساند. اما تلخ‌ترین بخش این روایت، انتظار طولانی برای رسیدن آمبولانس بود. مادری که تمام توان خود را برای نجات جان فرزندش به کار گرفته بود، در حالی که نفس‌هایش به شماره افتاده بود، با فریاد از حاضران می‌خواست که اورژانس را خبر کنند. **دیر رسیدن، دیر شدن: نبرد نابرابر با زمان** پس از گذشت زمان نامشخصی که گویی برای مادر رضا ابدیت به نظر می‌رسید، آمبولانس به محل رسید. نیروهای اورژانس با استفاده از دستگاه‌های احیا، شوک، CPR، تنفس مصنوعی و تزریق دارو، تمام تلاش خود را به کار بستند، اما افسوس که دیر شده بود. تلاش‌های شبانه‌روزی کادر درمان نیز نتوانست معجزه کند و رضا کاظمی، جوان رعنای بسکتبال شیراز، جان خود را از دست داد. **درد پنهان در واژه‌ها: مادری که فقط خواهان عدالت است** مادر رضا، با بغضی که در گلو داشت، این‌گونه روایت می‌کند: بعد از مدتی تلاش برای احیا، آمدند و گفتند دیگر رضا نیست. او با قلبی شکسته، اما با عزمی راسخ، اعلام کرده است که پیگیر این ماجرا خواهد بود. او تأکید می‌کند که به دنبال پول نیست، بلکه خواهان رسیدگی جدی به این پرونده است تا دیگر هیچ خانواده‌ای داغ فرزند خود را نبیند و چهار خانواده دیگر نیز با اندوهی مشابه، عزیزانشان را از دست ندهند. **نگاهی به امکانات: آیا می‌توانست سرنوشت متفاوت باشد؟** مادر رضا، با اشاره به امکانات امدادی در محل مسابقه، بیان می‌کند که اعتقاد دارد اگر امکانات بهتر و سریع‌تری در دسترس بود، شاید فرزندش می‌توانست جان سالم به در ببرد. او به یاد می‌آورد که رضا در لحظه افتادن، هنوز نفس می‌کشید و امید به زندگی داشت. **مراسم تشییع و درخواست عدالت: پایانی تلخ، امیدی برای آینده** مراسم تشییع پیکر رضا کاظمی، با حضور پرشور مردم شیراز، اعضای خانواده و همبازیانش برگزار شد. خانواده او، درخواست رسیدگی جدی به این پرونده را دارند تا مشخص شود چه کسانی در این ماجرا قصور کرده‌اند و جلوی تکرار چنین اتفاقات تلخی در میادین ورزشی گرفته شود. این حادثه تلخ، زنگ خطری جدی برای مسئولان ورزش کشور است تا نسبت به تأمین امکانات امدادی و پزشکی لازم در تمامی اماکن ورزشی، به ویژه در رده‌های سنی پایه، اهتمام جدی‌تری ورزند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *