قلب ورزش ایران در این لحظه ایستاد!

۰

به گزارش ورزش اپ، به نظر می‌رسد در سال‌های اخیر عادت کرده‌ایم که والیبال هواداران خود را حرص دهد. مسابقه امروز تیم ملی والیبال ایران برابر ژاپن نیز می‌توانست به راحتی در ست چهارم با پیروزی ما به پایان برسد، اما بار دیگر کابوس همیشگی به سراغ تیم ملی آمد؛ کابوسی که البته این بار با چاشنی خوش‌شانسی ختم به خیر شد. ملی‌پوشان والیبال کشورمان ست چهارم را پایاپای با ژاپن استارت زدند و تا نیمه راه، دو تیم پایاپای پیش رفتند. با این وجود، درخشش بی‌نظیر سید عیسی ناصری در خط سرویس، تمامی نقشه‌های حریف را نقش بر آب کرد. ناصری با ثبت چند سرویس متوالی اختلاف امتیاز را به عدد ۶ رساند تا تیم ملی والیبال ایران ۱۸ بر ۱۲ از حریف پیش بیافتد.

با وجود اینکه تا امتیازهای نزدیک به ۲۱ برتری مناسب ایران حفظ شده بود، اما در ادامه اوتسوکا و کای با سرویس‌های مرگبار خود کار را برای شاگردان روبرتو پیاتزا سخت کردند. ایران در آن لحظات ۲۴ بر ۲۲ پیش بود و ست‌پوینت را در دست داشت. همگی منتظر بودند تا تیم ملی با کسب امتیاز نهایی کار را تمام کند، اما سرویس‌های خیره‌کننده کای همه‌چیز را تغییر داد. در کمال تعجب، تیمی که ۶ امتیاز از حریف پیش بود، در امتیاز ۲۴ کار را به تساوی کشاند. جو ورزشگاه ناگویا در آن دقایق منفجر شده بود و استرس روی دوش بازیکنان ایران سنگینی می‌کرد. با این حال، در دو امتیاز سرنوشت‌ساز پایانی، اشتباهات و سهل‌انگاری ژاپنی‌ها به یاری ما آمد و ایران توانست با پیروزی ۲۶ بر ۲۴ مسابقه را به سود خود به پایان ببرد. حقیقت این است که در ست چهارم جان به لب شدیم؛ چرا که با توجه به جو وحشتناک سالن ناگویا، اگر کار به ست پنجم می‌کشید، بازگرداندن شیرازه تیم برای شاگردان روبرتو پیاتزا بسیار دشوار می‌شد و طلا به راحتی از دست می‌رفت.

این دستپاچگی و اشتباهات فردی البته موضوع تازه‌ای برای والیبال ایران به شمار نمی‌رود و در سال‌های گذشته کراراً تکرار شده است. پیش از این نیز در لیگ ملت‌ها و رقابت‌های قهرمانی آسیا دیده بودیم که بچه‌های ایران اختلاف امتیازهای زیادی با حریفان ایجاد کرده اما در حفظ آن ناکام مانده بودند، تا جایی که گاهی به شکست تیم انجامیده است. خوشبختانه امروز بخت با ما یار بود که این سناریو تلخ تکرار نشد؛ ایران در دقایق بحرانی استقامت کرد، ژاپن را مغلوب ساخت و در نهایت مدال طلای باارزش بازی‌های آسیایی ناگویا را به گردن آویخت.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *