به گزارش ورزش اپ، جدایی پیروز قربانی از فجر از مهمترین رویدادهای فصل نقلوانتقالات تابستانی بود؛ ماجرایی که پس از کشوسنگین فراوان و اخبار تناقضآمیز درون باشگاه به سرانجام رسید. قربانی راهی اراک شد و فجر با تأخیر فراوان، رسول خطیبی را جایگزین او کرد، اما این همکاری تنها هفت هفته دوام آورد. سران باشگاه دوباره دست به تغییر زدند و مهدی رجبزاده را روی نیمکت نشاندند؛ کسی که نخستین آزمون لیگ برتریاش را در فضایی حساس مقابل پیروز قربانی، سرمربی محبوب پیشین شیرازیها، پشت سر گذاشت. این محبوبیت پیش از آغاز مسابقه روی سکوها نیز کاملاً مشهود بود و این پرسش را به وجود آورد که با توجه به ارتباط صمیمانه قربانی با هواداران، او چه زمانی دوباره هدایت فجر را بر عهده خواهد گرفت. این پرسش در نشست خبری پایان بازی مطرح شد، اما پیروز در پاسخ، صراحتاً و بدون تعارف از مدیران فجر انتقاد کرد.
صحبت های ابتدایی پیروز همینقدر کوتاه بود: «بازی آنطور که باب میل ما بود پیش نرفت و باختیم. مهمترین نکته این است که ببینیم واکنش تیممان نسبت به این شکست چگونه خواهد بود. چون این اولین باخت ما بود و این واکنش میتواند خیلی چیزها را برای ادامه لیگ مشخص کند.»
سوال اولی که از او پرسش شد: امروز روی سکوها شعار پیروز امپراطور دادند. چرا رفتید؟ پیروز جواب داد: «من همچین چیزی نشنیدم. درباره چه شد رفتم خب من مربی فوتبال هستم و هر کاری میخواهم انجام دهم باید در چارچوب فوتبالی باشد و والسلام. حرف دیگری ندارم.»
پاسخ پیروز به سوال بعدی جالبتر بود: این فجر تا حدودی میراث شماست. اگر بخواهیم بحثهای احساسی را مطرح کنیم، واقعا دلتان میخواست این بازی را در شیراز ببرید یا نه؟ پیروز گفت: «صددرصد. این چه حرفی است؟ میراث من هم نبوده. من یک مربی فوتبال هستم و ساکم روی دوشم است. امسال اراک هستم و شاید سال بعد جای دیگر باشم. درباره اینکه انتظار داشته باشم تماشاچی مرا تشویق کند یا نکند باید بگویم که واقعا اصلا در این فازها نیستم و به این مسائل فکر نمیکنم. من سعی میکنم کار خودم را به درستترین شکل ممکن انجام دهم، که فکر میکنم در شیراز نیز همینطور عمل کردم. حالا مسئولین محترم باشگاه که قبل از بازی دربهدر دنبال من بودند تا تجلیل کنند بهتر بود در آن برههای که ما خودمان را به این در و آن در میزدیم تا پول کادر فنی و بازیکنان و عوامل را بدهند، خودشان را نشان میدادند.»
در ادامه، سرمربی آلومینیوم با گلایه شدید از خلف وعده مدیران فجر، انتقادات تندی را مطرح کرد: «خیلی هم به این مصاحبهها حساس هستند و دوستان دوست ندارند کسی راجع به آنها حرف بزند؛ اما من از کسی خرده برده ندارم. آنطور که از بچگی به ما یاد دادهاند، حقالناس به گردن انسان میماند. الان حق الناس به گردن شماست و من نمیدانم چطور راحت برای خودتان میروید مصاحبه میکنید، اصلا نمیفهمم و واقعا متاسفم. کاری که چندین وقت پیش انجام دادیم و ارزش پول الان چقدر کم شده است. بروید ببینید قرارداد کادرفنی ما چقدر بوده است! از زمانی که جنگ شروع شد تا الان، یک ریال به این بچهها ندادهاند. همین الان که با شما صحبت میکنم، ارزش پول آن زمان فکر میکنم شاید شش برابر شده است. خیلی دوست دارید دم از حقالناس و همه چیز بزنید، خب الآن حقالناس به گردنتان است؛ نمیدانم واقعا چه میخواهید بکنید و اصلا هم برایم مهم نیست، اما میگویم کاش در آن دورانی که ما خودمان را به آب و آتش زدیم تا پول کادر و بازیکن پرداخت شود و دوستان هی وعده دو هفته دیگر دادند و این دو هفته تقریبا به هشت ماه رسید، کاش آن موقع خودشان را نشان میدادند! وگرنه من دو سال با افتخار در فجر کار کردم و از کار کردن در این تیم لذت بردم.»
تأکیدهای بعدی این مربی نیز قابل توجه بود: «من همان پیروزم؛ همان کسی که تیم را به لیگ برتر آورد. من همان پیروزم که اینهمه القاب به من میدادید و فلان. اصلا نیازی به تشویق ندارم، اما حداقل حرمتها را نگه دارید. من دو سال خوب داشتم، اما با خاطرهای بد از شیراز میروم. پیروز قربانی هر کاری هم بکنید، مربیای است که حالاحالاها در فوتبال ایران حضور خواهد داشت و هم شخصیتم مشخص است و هم نحوه کارم. الان تیمم در دو بازی به در بسته خورده و هنر مربی در این است که بتواند این درهای بسته را باز کند یا نه که این هنر را من و کادرفنیام داریم. این جوانان دوباره به روزهای خوبشان برمیگردند و فوتبال را نمیتوان با یک بازی قضاوت کرد. اگر اشتباه نکنم ۳۴ هفته پیشرو داریم و مطمئنا تیم در طول این مدت به روند خوب خودش برمیگردد. من آدم بهانهجویی نیستم؛ شاید خیلی از مسائل را به زبان نیاورم و سعی کنم روی کار خودم تمرکز کنم. طبیعتا تیم من مشکل داشته است؛ بازی قبل در خانه مساوی کردیم و این بازی را هم باختیم. باید برویم و مشکلات را پیدا کنیم. بازم میگویم، آنقدر کار میکنیم و وقت میگذاریم تا این مشکلات حل شوند، چون من به این بچهها ایمان دارم و واقعا در حال زحمت کشیدن هستند. من این در بسته را هرطوری شده باز خواهم کرد.»
یکی از خبرنگاران نکته عجیبی را پیش کشید و گفت دلارهایی با تصویر او چاپ کرده بودند تا بر سرش بریزند اما منصرف شدند که مدرک آن را هم دارد. پیروز با خنده و تعجب، پاسخ کنایهآمیزی داد: «واقعا دارید؟ (با خنده) اصلا ارزش ندارد راجع به اینکه چرا رفتم حرف بزنم. گذشتهها گذشته است، اما واقعا برای این سوال افسوس میخورم. یعنی واقعا برای سادگیشان ناراحت شدم.»
پاسخ قربانی به پرسش کلیشهای درباره احتمال بازگشتش به شیراز طولانی بود: «شیراز شهر بسیار خوبی است و من اصلا از کار کردن در آن لذت بردم. چرا برنگردم؟ فوتبال بالاخره شرایط خاص خود را دارد و باید مهیا باشد. آقای پیروانی همیشه میگفت مثل این است که با تفنگ ساچمهای بروی به جنگ ژ3. باید شرایط را فراهم کنید. اینکه بگویید تیم متعلق به شهید است و این افتخار است، بله باعث افتخار است کاملا. اما در زمین مسابقه این افتخار دیگر کمکتان نمیکند. در زمین، امکاناتی که در اختیار دارید به کمک شما میآید. من به خاطر خودتان میگویم. آن روزها من حرفهای خودم را زدم و در دو مقطع گفتم من مربی گران قیمتی هستم، منظورم ارزش کارم بوده است. حالا دوستان میگویند (جمله ناتمام) .. متاسفانه جامعه ما (جمله ناتمام) .. ولش کنید! یکبار دیگر هم گفتم دوستان بیایند به تیم کمک کنند، اما چون خودم پیگیر وضعیت کادرفنی و بازیکنان بودم و مصاحبه کردم، گفتم باید تجدیدنظری صورت بگیرد. جدا شدن من داستانش سر پول بود؛ آمدند گفتند دیروز سر پول رفته؟ خیلی با معرفتید! واقعا دمتان گرم. میتوانم ناراحت شوم، اما واقعا برای سادگی جامعه افسوس میخورم. من هر خاطرهای که از شیراز دارم با افتخار است و همیشه به شیراز برای آدمهای خوب و شهر خوبش برمیگردم. من احتیاج به تشویق ندارم؛ من از بچگی تشویق شدهام، اما بیمعرفتی هم نکنید. آقا یادتان نرود من کی بودم و چه کارهایی انجام دادم. یادتان نرود هفته هفتم لیگ دسته یک چطور آمدید و شعار «حیا کن» سر دادید، بعد یکدفعه مرا کردید امپراتور، پادشاه و خاقان؟ نه برای آن تشویق دلم غش رفت و نه برای شعارهایی که دادند.»
این نشست خبری مفصل اینطور تمام شد: «من به عنوان مربی موظف هستم وظیفهام را انجام دهم اما طبیعتا باید واقعیتها را شناخت. پیروز قربانی و کادرش به نظر من حقشان این نبود. هنوز که هنوز است، من از این باشگاه طلبکارم. من کار انجام دادهام و باید حق زن و بچه مردم را بدهم. حالا اگر دوستان میخواهند ناراحت شوند، این مسائل دیگر برای من هیچ ارزشی ندارد.»





فوتسال
تیراندازی با کمان
دوومیدانی
اتومبیلرانی
بدمینتون
بیسبال
فوتبال ساحلی
بیلیارد
بدنسازی
بولینگ
بوکس
شطرنج
دوچرخهسواری
شمشیربازی
گلبال
گلف
ژیمناستیک
هندبال
هاکی
سوارکاری
جودو
جوجیتسو
کبدی
کاراته
کوراش
موتورسواری
سنگنوردی
قایقرانی
تیراندازی
والیبال نشسته
اسکیت
اسکیتبرد
اسکی
اسکواش
شنا
تنیس روی میز
تنیس
واترپلو
وزنهبرداری
بسکتبال با ویلچر
ووشو