بر اساس گزارشهای رسانه ورزش اپ، کاملاً مشخص بود که علیرضا دبیر، رئیس فدراسیون کشتی، پس از چالشهای دو هفته گذشته و موضعگیری تند دو تن از مدیران فدراسیون فوتبال علیه سخنان پیشین او، سکوت پیشه نخواهد کرد. او امروز در حاشیه آیین رونمایی از یک اثر مکتوب، به مدت سیزده دقیقه به همین موضوع پرداخت و ضمن اعلام این خبر که شخص مصاحبهکننده از وی عذرخواهی کرده است، به مدیران ارشد فدراسیون فوتبال هشدار داد که در آیندهای نزدیک و پس از پایان رقابتهای جهانی، مواضع جدیتر و صریحتری در قبال آنها اتخاذ خواهد کرد. دبیر در جریان این صحبتها تأکید کرد که موضعگیریهای قبلیاش صرفاً از جایگاه یک دوستدار فوتبال مطرح شده و هدفش تنها یاری رساندن به فوتبال کشور بوده و هیچ تمایلی برای تصدی کرسی ریاست مهدی تاج ندارد. او حتی مدعی شد که برخی افراد طی تماسهای مکرر از او میخواستند وارد عرصه مدیریت فوتبال نشود. دراستانه این اظهارات، دبیر عنوان کرد که کسب مقام نایبقهرمانی جهان برای او به معنای شکست است، در حالی که برای فوتبال، صعود به جمع پنج تیم برتر آسیا همانند یک رویاست.
بررسی این بخش از سخنان وی که به احتمال فراوان حاشیهساز خواهد شد، خالی از لطف نیست: * سابقه فوتبال من از همه شما بیشتر است من آندفعه صحبتی درباره فوتبال کردم. میگویند چوب را برمیداری، طرف در میرود. من حرف بدی نزدم. من حرفی نزدم. به موقعش حرف میزنم. من یکبار گفتم طرفدار هستم و طرفدار هم میمانم. سابقه فوتبال من از همه اینها بیشتر است. پدرم از سال ۱۳۳۰ فوتبال بازی میکرد و همه فوتبالیستهای ایران پدر خدابیامرز من میشناسند. ما خانواده فوتبال هستیم. من ساق و کفشهای کوچولوی دوران فوتبال خودم را دارم، بعد به کشتی آمدم. از ناصر محمدخانی و حسین عبدی بپرسید. دهه ۶۰ یک فوتبال از دست من درنمیرفت. یکبار به آقای کرمانی مقدم گفتم آنجا که به عربستان در جام باشگاهها گل زدی، من گردو میفروختم. هم فوتبال بازی میکردم و هم گردو میفروختیم. وضعمان خوب نبود. بگذریم.
* مسابقات جهانی تمام شود با تک تک شما کار دارم یکی از دوستان گفته بود آقای دبیر سرش در کار خودش باشد. من که سرم در کار خودم است. کار ما اینجا معلوم است. سر من در کارم هست یا نیست؟ خواهش من این است که دوستان صحبتهای من را از رسانههای داخلی دنبال کنند، نه اینترنشنال. من آمار دارم کدام آدمهایشان با اینترنشنال ارتباط دارند. میدانم و فعلا نمیخواهم حرف بزنم. به موقع میگویم. فعلا گذاشتهام مسابقات جهانی تمام شود و بعد با دوستان تک تک کار دارم. من اگر ساکت نشستهام فکر نکنند حواسم نیست. خوب همه آنها را میشناسم. من درباره فوتبال حرف بدی نزدم. هم در جام جهانی و هم قبل از آن طرفداریشان را کردم و هنوز هم طرفدارشان هستم. حرفهای من را از شبکههای داخلی ببینید، نه تقطیعشده اینترنشنال که بعد حرفی بزنید و بعد مجبور شوید زنگ بزنید عذرخواهی کنید. چرا این کار را میکنید؟ طوری زندگی کنید که الکی عذرخواهی نکنید.
* مجلس و دولت بگویند از فوتبال چه میخواهند من آن روز گفتم این را فرصت ببینید. حاج قاسم میگفت فرصت در تهدیدهاست. من گفتم مجلس و دولت بگویند چه چیزی از فوتبال میخواهند، چون مردم که زورشان به اینها نمیرسد. چرا مجلس، دولت و وزارت ورزش کوتاهی میکنند؟ چطور بلدند به ما بگویند در بازیهای آسیایی چه میخواهند؟ بیا، برو، جواب بده؛ چشم، مخلصشان هم هستیم. ما با افتخار زیرمجموعه دولت و مجلس هستیم و جواب هم میدهیم و به وزارت ورزش جواب میدهیم. مشخص کنند و بگویند چه چیزی از فوتبال میخواهند. من شخص را نمیگویم و حرفی به شخصی ندارم. از فوتبال مملکت چه میخواهند؟ میخواهند قهرمان آسیا شوند؟ قهرمان جهان شوند؟ به جام جهانی بروند؟ اخلاقمداری میخواهند؟ فساد میخواهند؟ رشد میخواهند؟ چه چیزی میخواهند؟ حرف من این بود. یکبار صدایشان کنند و اینها هم بگویند انقدر میخواهیم و این کار را تحویل میدهیم. خیلی ساده است.
* هر وقت گفتم قوه قضاییه ورود کند بترسید اگر من میگفتم قوه قضاییه بیاید، باید میترسیدند و یک چیزی به من میگفتند، اما من هنوز نگفتم قوه قضاییه بیاید. من فقط گفتم دولت و مجلس بیایند و بگویند چه چیزی میخواهند. الان هم صحبتهای تقطیعشده من را نبینند. من هنوز هم طرفدارشان هستم. مثلا من حتماً درباره فدراسیون تکواندو هم صحبت میکنم، هادی ساعی خوب کار میکند. درباره فدراسیون وزنهبرداری هم صحبت میکنم چون طرفدارشان هستم. مگر شما به مردم میتوانید به مردم بگویید سکوت کن و دور از جان خفه شو. سرت یه کار خودت باشد. ۲۰-۳۰ سال است در فوتبال هستید، چه کار کردید؟ بروید ببینید مردم ناراحت هستند. باید از روزی بترسید که مردم نسبت به فوتبال بی تفاوت شوند، این خطرناک است. من طرفدار هستم و دنبال میکنم. یک فوتبال داخلی از دست من نمیرود و لیگ یک را هم دنبال میکنم. درست است که کشتی را دوست دارم و خط قرمزم است و عاشقش هستم اما فوتبال را هم از بچگی دوست دارم و هیچکس نمیتواند فوتبال را من بگیرد. به عنوان طرفدار که میتوانم حرف بزنم.
* نترسید، نمیخواهم وارد فوتبال شوم دوستان نترسند. من نه میخواهم آنجا بیایم و نه علاقهای دارم. ده بار پیغام دادم. مدام این و آن را نفرستند. بد است. حداقل اخلاق را رعایت کنید. یکی از آنها گفته بود بروند نتایج تیمهای پایهشان را ببینند؛ بله، برای ما دوم جهان شدن باخت است، ولی برای شما ایستادن بین پنج تیم در آسیا آمال و آرزو است. دوم جهان شدن شاید برای فدراسیونهای قبلی افتخار بوده باشد اما برای من علی دبیر باخت است. دمش گرم که این را گفته و روحیات من را میداند. خدا را شکر انقدر توقعات را در کشتی بالا آوردیم که دوم جهان شدن را باخت میبیننند، اما باز هم میگویم دوستان صحبتهای من را از خبرگزاریهای داخلی دنبال کنند و چون خبرنگارانشان با اینترنشنال ارتباط دارند، نروند آنها را ببینند. من اسم نبردم و هنوز چوب را برنداشتم که بترسند.
* حواستان باشد با یک کشتیگیر وارد بازی نشوید کشتی ورزش فکری است. همه ورزشها یک فاصلهای بینشان هست. حتی جودو یک دست آخرش دراز است که میخواهند فن را بزنند، فوتبال یک فاصلهای داری که فکر کنی، وزنهبرداری و تکواندو. کشتی تازه میچسبی، باید فکر کنی. حواسشان باشد با یک کشتیگیر میخواهند وارد بازی شوند. من وارد بازی نمیشوم و صادقانه حرف میزنم. من حتما درباره جنگ و معیشت مردم صحبت میکنم، درباره نظام و انقلاب صحبت میکنم و به کسی هم ربطی ندارد که به من بگویند در حوزه خودت صحبت کن. من ۴۹ ساله هستم و هم کار سیاسی کردم و هم بلدم. انشاالله به مسابقات جهانی برویم و بیاییم و بعد به چیزهایی که نباید به آن بپردازم، میپردازم. فدراسیونهای جهانی را لولوخرخره نکنید، من که بلدم. آن هم راه دارد. هر وقت گفتم قوه قضاییه بیاید دوستان بترسند. از این بگذریم، چون خیلی بی ادبانه حرف زده بودند، گفتم صحبت کنم.
* بگذارید سرم در لاک خودم باشد جدی میگویم وزارت ورزش و برادر عزیزم، دکتر دنیامالی که به او تبریک هم میگویم که زحمت میکشد، جناب آقای پزشکیان، مجلس که اینهمه کمیسیونهای خوب دارد و بچههای انقلابی و حزباللهی زحمت میکشند، طرف مردم بایستند و از ما هم شروع کنند. از فدراسیون کشتی و وزنهبرداری و تکواندو و قایقرانی شروع کنند و فوتبال را هم بررسی کنند و بگویند چه میخواهی و چه چیزی بدهیم؟ بالاخره یک برنامهای باشد. حرف من این است. بگذریم. تا همین حد بس میکنم. فقط بدانند اراده کنم میتوانم بفهمم چند قند در قندانشان است. بگذارید سر من در لاک خودم باشد و در حد طرفدار حرف بزنم. واقعا در حد طرفدار هستم و فوتبالیستهای مملکت بدانند طرفدار همهشان هستم، حتی جوانهایی که بازی میکنند. فوتبال این مملکت حیف است.





فوتسال
تیراندازی با کمان
دوومیدانی
اتومبیلرانی
بدمینتون
بیسبال
فوتبال ساحلی
بیلیارد
بدنسازی
بولینگ
بوکس
شطرنج
دوچرخهسواری
شمشیربازی
گلبال
گلف
ژیمناستیک
هندبال
هاکی
سوارکاری
جودو
جوجیتسو
کبدی
کاراته
کوراش
موتورسواری
سنگنوردی
قایقرانی
تیراندازی
والیبال نشسته
اسکیت
اسکیتبرد
اسکی
اسکواش
شنا
تنیس روی میز
تنیس
واترپلو
وزنهبرداری
بسکتبال با ویلچر
ووشو