باورنکردنی: رونالدو و مواجهه با مرگ اول!

۰

به گزارش ورزش اپ، زمزمه‌های پایان دوران ملی علی دایی پس از ناکامی تیم ملی در راهیابی به جام جهانی ۲۰۰۲ کلید خورد؛ دورانی که فوتبال ایران در پاییز سال ۸۰ دچار رکود و بی‌رونقی شده بود، به‌طوری‌که حتی نخستین دوره لیگ برتر نیز با افت چشمگیر تماشاگران مواجه شد. با وجود اینکه دایی در مرحله مقدماتی ستاره بی‌چون‌وچرای تیم ملی بود و در دیدار رفت و برگشت برابر عربستان سه گل به ثمر رساند، برخی بر این باور بودند که او در ۳۲ سالگی به خط پایان رسیده و بخشی از مسئولیت عدم صعود متوجه اوست. اگرچه او همچنان در بالاترین سطح فوتبال جهان توپ می‌زد و گزینه‌ای جز علی سامره برای جانشینی‌اش نداشتیم، اما نگاه سنتی فوتبال همیشه یک راه حل ساده برای شکست دارد: ایجاد دگرگونی وسیع و خط زدن باتجربه‌ها؛ روندی که در سال‌های اخیر نیز پس از هر ناکامی تکرار شده و نوک پیکان انتقادات همواره به سمت بازیکنان باسابقه نشانه رفته است. با این حال، از آغاز این هجمه‌ها تا وداع نهایی علی دایی، نزدیک به چهار سال به طول انجامید.

این چهره برجسته فوتبال ایران در جام ملت‌های آسیا ۲۰۰۴ نیز نتوانեց در دیدارهای سرنوشت‌ساز عملکرد درخشانی داشته باشد. در مسیر صعود به جام جهانی ۲۰۰۶ بار مسئولیت تیم بر دوش دیگر ستاره‌ها بود و در نهایت، رقابت‌ها در حالی آغاز شد که منتقدان مترصد فرصتی برای هجوم به برانکو و علی دایی بودند. شکست در گام نخست مقابل مکزیک با اشتباهات فردی و ابتدایی رقم خورد، اما دایی که بازی ضعیفی ارائه داده بود، هدف اصلی انتقادات قرار گرفت و سرمربی کروات تیم ملی حتی در مسابقه دوم او را نیمکت‌نشین کرد. سرانجام، آخرین خاطرات این ستاره بزرگ با پیراهن ملی در بازی سوم برابر آنگولا رقم خورد و پرونده دوران ملی او بسته شد. او در تابستان ۸۵ با تندترین و گزنده‌ترین انتقادات مواجه شد و حتی گاهی دستمایه طعنه‌های نامهربانانه قرار گرفت. اما انتقال به سایپا و قهرمانی در لیگ برتر در فاصله یک سال بعد، نقطه عطف دیگری بود؛ تیمی که با زیرساخت‌های ورنر لورانت شکل گرفته بود و در نهایت با هدایت علی دایی آخرین قهرمانی‌اش در لیگ را جشن گرفت. این مسیر به وداعی تلخ و غریب در ورزشگاه کم‌تماشاگر دستگردی اکباتان ختم شد؛ جایی که احتمالاً دایی هرگز تصور نمی‌کرد روزی در چنین فضایی با مستطیل سبز خداحافظی کند. اما همان سال‌ها به روشنی درک کردیم که فاصله گرفتن از سطح اول فوتبال برای یک اسطوره چقدر سنگین و هزینه‌بر است؛ هنگامی که او با وجود لطمه دیدن بخشی از اعتبار و جایگاهش در فوتبال ایران، تا واپسین لحظات برای ماندن در عرصه ملی جنگید. هرچند در آن دوران مکرراً گفته می‌شد که حضور طولانی‌مدت دایی مانع از ظهور نسل‌های بعدی شده است، اما واقعیت این است که از زمان خداحافظی او تا ظهور مهاجمانی چون مهدی طارمی و سردار آزمون، سال‌ها از داشتن یک مهاجم شش‌دانگ و گلزن محروم بودیم و مهاجمانی نظیر وحید هاشمیان، رسول خطیبی و رضا عنایتی نتوانستند حتی بخشی از درخشش او را تکرار کنند.

سرنوشتی بسیار مشابه امروز برای کریستیانو رونالدو رقم خورده است؛ بازیکنی که شاید آخرین نمایش فردی و درخشان خود را در جام جهانی ۲۰۱۸ به نمایش گذاشت و با گذشت هشت سال، همچنان در اردوی تیم ملی پرتغال حضور داشته است؛ شرایطی که در روزهای اخیر به تنش‌های درون‌تیمی انجامید و سرانجام به پایانی غیرمنتظره برای این فوق‌ستاره بزرگ منجر شد. تاریخ فوتبال پرتغال بی‌شک به دوران قبل و بعد از کریستیانو رونالدو تقسیم خواهد شد؛ پیش از ظهور این اسطوره، صعود مداوم به تورنمنت‌های معتبر برای این کشور اروپایی یک روال همیشگی نبود، اما به لطف حضور او، پرتغال قهرمانی در یورو و لیگ ملت‌های اروپا را جشن گرفت، به جمع چهار تیم برتر جام جهانی راه یافت و همواره به عنوان یکی از مدعیان اصلی شناخته شد. با این حال، دوران حضور رونالدو نیز به نقطه پایان رسیده و او در سال‌های اخیر عملکردی دور از انتظار در ترکیب تیم ملی کشورش داشته است.

آنچه روزگاری گریبان‌گیر علی دایی شد، اکنون برای رونالدو تکرار شده است؛ دو ورزشکار که با وجود فاصله جغرافیایی زیاد در محل تولد و زندگی، سرنوشتی بسیار شبیه به هم دارند. رونالدو برای رسیدن به عنوان برترین گلزن تاریخ بازی‌های ملی، تا آخرین لحظات رقیبی چون علی دایی را پیش روی خود می‌دید و اکنون شیوه وداع آن‌ها با لباس تیم ملی نیز در بستر مشابهی رقم خورده است. البته جریان‌سازی افکار عمومی در پرتغال تفاوت‌هایی با ایران داشت و حداقل در رسانه‌ها مشخص بود که همه شهروندان با دیدگاه‌های ژرژ ژسوس همراه نیستند. این دو چهره بزرگ اشتراکات دیگری نیز دارند؛ کارشناسان فوتبال متفق‌القولند که شالوده موفقیت آن‌ها نه تنها بر پایه استعداد ذاتی، بلکه بر مبنای تلاش مستمر و اراده آهنین بنا شده است تا چنین کارنامه بی‌نظیری در تاریخ فوتبال رقم بخورد. این پایان تلخ برای رونالدو نیز به دست فراموشی سپرده خواهد شد؛ درست همان‌طور که علی دایی سال‌ها پس از ملایمات تلخ تابستان ۸۵، امروز به یکی از محبوب‌ترین چهره‌های ورزشی ایران تبدیل شده و نامش همواره با تکریم یاد می‌شود. فاصله گرفتن دایی از متن فوتبال در سال‌های اخیر به محبوبیت او افزوده و او را از حاشیه‌های فرساینده دور نگه داشته است؛ رویدادی که بی‌شک برای کریستیانو رونالدو نیز تکرار خواهد شد و منتقدان امروزی او در آینده راهی جز ستایش این بازیکن بزرگ نخواهند داشت.

یک قهرمان واقعی که فراتر از دو دهه، معنایی نوین به تعهد، پشتکار و حرفه‌ای‌گری بخشید و استعدادش را به شکلی کمال‌یافته به منصه ظهور رساند. با وجود تلاش اهالی رسانه برای پرهیز از کلیشه‌ها، گاهی گریز از مفاهیم تکرارشده غیرممکن است. در ادبیات ورزشی مکرراً گفته شده که بزرگان دو بار می‌میرند؛ نخستین بار در لحظه وداع با دنیای قهرمانی و بار دوم در مرگ حقیقی. حالا کریستیانو رونالدو احتمالاً با مرگ نخست خود روبه‌رو شده است؛ جایی که شماره هفت تاریخ فوتبال دیگر فرصتی برای هنرنمایی با پیراهن قرمز تیم ملی پرتغال نخواهد داشت.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *