پرونده رونالدو، مدیریت فاجعه یک بحران!

۰

به گزارش ورزش اپ، یک روانشناس به بررسی دقیق و همه‌جانبه جدایی کریستیانو رونالدو از تیم ملی پرتغال پرداخته و زوایای گوناگون این رویداد را واکاوی کرده است. در تحلیل این کارشناس آمده است: «بعضی اتفاقات به‌خاطر آنچه رخ می‌دهد تعجب‌برانگیزند و بعضی دیگر به‌خاطر نحوه مدیریت شدنشان. ماجرای اخیر هر دو ویژگی را دارد. اگر جدایی قطعی کریستیانو رونالدو در چنین شرایطی تأیید شود، شاهد یکی از غم‌انگیزترین و تأسف‌بارترین اتفاقات تاریخ تیم ملی پرتغال خواهیم بود. نه به این دلیل که یک بازیکن نمی‌تواند تیم را ترک کند، بلکه به این دلیل که نحوه مدیریت چنین لحظه‌ای نیز بخشی از تاریخی است که از خود به جا می‌گذاریم. نمی‌خواهم این تحلیل را روی خروج رونالدو از زمین، پیش از هم‌تیمی‌هایش و بدون تشکر از هواداران پرتغالی حاضر در ورزشگاه، در جریان دیدار مقابل نروژ متمرکز کنم. آیا این واکنش درست بود؟ قطعاً نه. آیا می‌توانیم آن را درک کنیم؟ بله. درک کردن به معنای موافقت کردن نیست. اما چه کسی تاکنون در مواجهه با ناکامی واکنش نامناسبی نشان نداده است؟ چه کسی هرگز به چند دقیقه زمان نیاز نداشته تا تعادلش را میان احساسی که تجربه می‌کند و رفتاری که باید از خود نشان دهد، دوباره به دست بیاورد؟ پذیرفتن اینکه رفتاری نامناسب بوده، مانع از آن نمی‌شود که احساسات منتهی به آن رفتار را درک کنیم.» همچنین در ادامه این تحلیل اشاره شده که نباید وارد مباحث مربوط به غرور و خودخواهی‌ها شد، هرچند به نظر می‌رسد ریشه اصلی جریان نیز به همین موارد بازگردد. ترجیح بر این است که حواشی نشست خبری ژرژ ژسوس از منظر اصول ارتباطات بحران مورد ارزیابی قرار گیرد، زیرا جدا از تنش‌های پیش‌آمده میان سرمربی و بازیکن، موضوعی علنی مطرح شده بود که نیاز به شفاف‌سازی داشت تا آرامش به اردوگاه تیم بازگردد.

رفتار ژرژ ژسوس در این نشست کاملاً مطابق با الوی همیشگی او و قابل پیش‌بینی بود؛ صراحت کلام و لحن آشفته و نامنسجم، بخش جدایی‌ناپذیری از ویژگی‌های شخصیتی این مربی است. البته هدف این تحلیل به هیچ عنوان زیر سوال بردن دانش فنی سرمربی تیم ملی نیست، بلکه پرسش اصلی این است که چرا موضوعی به این حساسیتی، فاقد پیوست رسانه‌ای و آمادگی ارتباطی دقیق بود؟ جای خالی فردی در کنار ژسوس که بتواند پیش از آغاز صحبت‌ها فضا را مدیریت کند یا به او مشورت دهد، به‌شدت احساس می‌شد، چرا که مدیریت اطلاع‌رسانی در بحران را نمی‌توان صرفاً به واکنش‌های آنی و احساسی سرمربی سپردن.

روند حواشی با رویکرد انکار آغاز شد؛ ابتدا مسئولان تیم مدعی شدند که هیچ اتفاق خاصی رخ نداده و مشکلی برای حل کردن وجود ندارد. با این وجود، در همان نشست خبری اخباری مبنی بر حل‌وفصل شدن ماجرا پس از صرف شام مطرح شد. این تناقض آشکار که چیزی وجود نداشته اما هم‌زمان حل شده است، اعتبار پیام را زیر سوال می‌برد. در اصول مدیریت بحران، اعتراف به وجود مشکل نشانه‌ ضعف نیست، بلکه گواهی بر توانایی مهار آن است.

موضوع بعدی، تلاش نافرجام کادر فنی برای محدود کردن تعداد پرسش خبرنگاران بود. تعیین سقف برای سوالات و سپس رعایت نشدن آن، نشان داد که با شمارش سوالات نمی‌توان جلوی جنجال‌ها را گرفت. تنها راه فروکش کردن تنش‌ها، ارائه پاسخ‌های صریح و شفاف است. تکرار مکرر یک موضع بدون ایجاد شفافیت جدید، تنها به طولانی‌تر شدن حواشی کمک می‌کند. در حالی که تیم خود را برای دیدار با دانمارک آماده می‌کرد، تمرکز نشست همچنان روی مسئله رونالدو باقی ماند.

برخورد تند و خصمانه با پرسشگر و تلاش برای بی‌اعتبار کردن سوالات نیز کمکی به بهبود شرایط نکرد و تنها به تنش‌ها دامن زد. انتقال مسئولیت بحران به دوش رسانه‌ها، رویکرد دیگری بود که کمکی به حل مسئله نکرد. رسانه‌ها ممکن است ابعاد یک رویداد را بزرگ‌نمایی کنند، اما مسئولیت اصلی شفاف‌سازی همچنان متوجه فرد گوینده است.

هیچ‌کس حق قانونی سرمربی در انتخاب نفرات و تصمیم‌گیری درباره ترکیب را زیر سوال نمی‌برد، اما تأکید مکرر بر اقتدار فردی در شرایط تنش‌آلود با رونالدو، به‌طور طبیعی به عنوان پیامی غیرمستقیم به کاپیتان برداشت شد. پیش‌بینی چنین بازخوردهایی از سوی مخاطب، جزء جدایی‌ناپذیر مدیریت ارتباطات بحران است.

در نهایت، تناقض میان وعده سرمربی درباره حضور رونالدو در تمرین و غیبت واقعی او، ابهامات را بیشتر کرد. این امر ثابت می‌کند که اعلام قطعی اخبار پیش از قطعی شدن شرایط، چه اندازه پرخطر است. نشست خبری فقط یک مصاحبه رسانه‌ای نیست، بلکه پیامی سرنوشت‌ساز برای هواداران، بازیکنان و فضای رختکن است که می‌تواند بحران را مهار کرده یا دامنه حواشی را وسیع‌تر سازد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *