به گزارش ورزش اپ، در گذشته نمایشگاه خودرویی مشهور وجود داشت که هیچ ماشینی در آن دیده نمیشد؛ فضایی که بیشتر به دفتری با دید عمومی شباهت داشت. در انتهای آن محیط تاریک، مردی پشت میز مینشست و در حالی که به خیابان کریمخان نگاه میکرد، با اطرافیانش که بر صندلیهای زاویهدار نشسته بودند، گفتوگو میکرد و صدای خنده جمع فضا را پر میکرد. آنجا نمایشگاه «سورتمه» بود و مردِ پشت میز، علی پروین. گاهی که بخت با شما یار بود، او را میدیدید که از خودرویش پیاده شده و با سرعت از میان ازدحام جمعیت پیادهرو، خود را به داخل سورتمه میرساند. در آن لحظات کوتاه، اگر نگاهتان به هم گره میخورد، بیدرنگ درمییافتید که چرا او مرد اول فوتبال ایران است.
پروین که سابقه هدایت پرسپولیس و تیم ملی ایران را در کارنامه داشت، در دورانی که ثروتمند بودن فوتبالیستها چندان رایج نبود، از متمولترین چهرههای شناخته شده به شمار میرفت. اعتبار و نام او در آن سالها، چک سفید امضایی بود که هر بازاری را به تحرک وامیداشت. امروزه نمایشگاه سورتمه دیگر وجود خارجی ندارد و ساختمان آن به مانتوفروشی تبدیل شده که نام پروین را بر سر در خود دارد. شاید برای هیچکس روشن نیست که ایده استفاده از نام پروین برای یک مانتوفروشی از کجا نشأت گرفته است؛ نامی که بر شناسنامه فردی ثبت شده بود که نماد مردسالاری در فوتبال ایران شناخته میشد و ابهت و خشونت رختکنهایش لرزه بر اندام هر حریفی میانداخت.
راز موفقیت پروین در این بود که چهار دهه پیش درک کرده بود قهرمانی در فوتبال ایران باید بر پایه دوندگی، فداکاری، تخریب بازی حریف و پرس شدید استوار باشد؛ هرچند او همواره از حضور ستارههای تکنیکی بینظیری بهره میبرد. از حمید درخشان، ناصر محمدخانی، فرشاد پیوس و محمد پنجعلی گرفته تا نسلهای بعدی شامل احمد عابدزاده، بهروز رهبریفرد، مهدی هاشمینسب، کریم باقری، مهدی مهدویکیا، ادموند بزیک و در نهایت جواد کاظمیان، پژمان جمشیدی و مهرزاد معدنچی، همگی سربازانی بودند که سالهای پرفراز و فرود دوران مربیگری او را رقم زدند. پروین که نزدیک به هزار بازی را به عنوان بازیکن، مربی و مدت کوتاهی رئیس باشگاه با پرسپولیس پشت سر گذاشت، داستانش نه از جامها و عکسهای تیمی، بلکه باید در محلههای قدیمی تهران مانند کوچه غریبان در بازار و دولاب جستوجو شود.
در ۲۰ نکته، زندگی علی پروین را مرور کنید:
* پروین پنجمین فرزند خانوادهای پرجمعیت بود. پس از مهاجرت خانواده به دولاب، زمینهای خاکی متعددی پیشروی او قرار گرفت؛ زمینهایی مانند نادر، منبع و عارف که برای فوتبالیستهای آن نسل، حکم ورزشگاههای بزرگ را داشتند و هر کدام بازیکنان شاخص خود را در حافظه داشتند.
* دوران تحصیل در دبستان توحید بود اما فوتبال اولویت اصلی او محسوب میشد. از دوازدهسالگی در زمین عارف به شکلی جدیتر فعالیت کرد و با همین تیم فاتح مسابقات محلات جنوبی تهران شد. او هنوز در مسیر ساختن جایگاه خود در میان بچههای محله بود.
* مسیر حرفهای او از باشگاه البرز به کیان رسید. در کیان تحت هدایت منصور امیرآصفی و در کنار بازیکنانی نظیر پرویز قلیچخانی، گودرز حبیبی و عزت جانملکی، فوتبال برای پسر دولاب ابعاد جدیتری پیدا کرد و استعداد بهتنهایی برای پیشرفت کافی نبود.
* سپس نوبت به پیکان رسید. جالب اینجاست که پیش از قرمزپوش شدن، پروین در پیکان به بازیکن بزرگی تبدیل شده بود. او در کنار ستارههای وقت آن تیم درخشید، قهرمان تهران شد و در نهایت همسو با جریانی که به پرسپولیس ختم میشد، به تیمی پیوست که بخش اصلی عمر فوتبالیاش را در آن سپری کرد.
* شهریور ۱۳۴۹، نقطه عطفی بود که پروین همزمان پیراهن تیم ملی و پرسپولیس را بر تن کرد. کسی در اولین بازی او مقابل عقاب تصور نمیکرد این بازیکن تازهوارد تا کجا همراه تاریخ پرسپولیس خواهد ماند.
* در سالهای حضور پروین در پرسپولیس، ستارههای بزرگی نظیر بهزادی، کلانی، ایرانپاک، کاشانی و آشتیانی حضور داشتند. او باید در آن جمع جایگاه خود را تثبیت میکرد. قهرمانیهای لیگ منطقهای، جام تخت جمشید و فصل شکستناپذیر ۱۳۵۲ و دربی شش بر صفر، از دستاوردهای آن دوران بود.
* برای لمس تصویر فراملی پروین، باید به خرداد ۱۳۵۵ بازگشت. فینال جام ملتهای آسیا در برابر کویت، جایی که پروین در دقیقه ۷۱ با یک ضربه آزاد، گل قهرمانی را به ثمر رساند و سومین جام پیاپی را برای ایران به ارمغان آورد.
* آن تابستان در المپیک مونترال حضور یافت و دو سال بعد به عنوان کاپیتان، نخستین تیم تاریخ ایران در جام جهانی را در آرژانتین رهبری کرد. پسر زمین عارف، حالا به کاپیتان کشور در بزرگترین تورنمنتهای جهان تبدیل شده بود.
* پس از دوران بازی، پروین باید نقش مسئول تیم را میپذیرفت. در سالهای انقلاب و جنگ، او همزمان بازی میکرد و مربیگری تیم را بر عهده داشت. مردی که در سیوشش سالگی هنوز گل میزد، باید تیم را برای مسابقات آتی آماده میکرد.
* پنج قهرمانی پیاپی در تهران بین سالهای ۱۳۶۵ تا ۱۳۶۹، پیوند او و پرسپولیس را مستحکمتر کرد. پروین برای هواداران آن سالها، به بخشی از عادت تماشای پرسپولیس تبدیل شده بود.
* در تیم ملی نیز از کنار خط موفق بود؛ در پکن ۱۹۹۰، ایران با هدایت او قهرمان بازیهای آسیایی شد. شانزده سال پس از آنکه خودِ پروین در تهران به عنوان بازیکن طلا گرفته بود، این بار از روی نیمکت به این افتخار دست یافت و در ادامه، پرسپولیس را به قهرمانی جام برندگان جام آسیا رساند.
* با این حال، زندگی پروین فقط در عکسهای قهرمانی خلاصه نمیشود. پاییز ۱۳۷۲ در دوحه و ناکامی در رسیدن به جام جهانی، نقطه تاریکی بود که منجر به جدایی او از تیم ملی و مدتی بعد از پرسپولیس شد.
* پس از پنج سال دوری، در مهر ۱۳۷۷ او به نیمکت پرسپولیس بازگشت. هواداران دوباره کسی را صدا میزدند که با او زیسته بودند.
* بازگشت او با موفقیت همراه بود؛ قهرمانی لیگ و پیروزی در فینال جام حذفی برابر استقلال. در فصل بعد، پرسپولیس با نه بازیکن دربی را نباخت و در بازی برگشت نیز به پیروزی رسید تا پروین برای نسل جدید نیز خاطرهسازی کند.
* در خرداد ۱۳۸۱، نام او با پایان پرهیجان نخستین دوره لیگ برتر گره خورد. پرسپولیس در روز آخر قهرمان شد و فوتبال «حرفهای» اولین جامش را به مردی داد که از زمینهای خاکی تهران برخاسته بود.
* این آخرین قهرمانی علی پروین با پرسپولیس بود. او پس از یک فصل ضعیف جای خود را به مربیان خارجی داد و مدتی به عنوان مدیرفنی فعالیت کرد.
* در لیگ پنجم، او برای همیشه با نیمکت پرسپولیس وداع کرد؛ خداحافظی تلخی که با شعارهای اعتراضی همراه بود.
* در آن زمان او پنجاهونه ساله بود و بسیاری تصور میکردند زمان وداع فرا رسیده است. پس از آن، فعالیتهای مدیریتیاش نیز به اندازه دوران اوج، موفق نبود. بحث درباره شیوه مربیگری پروین هنوز هم ادامه دارد؛ بخشی از زنده ماندن نام او مدیون همین گفتوگوهای بیپایان است. او فراز و فرودهای بسیاری داشت و نقاط تاریک و روشن بسیاری در کارنامه او به چشم میخورد.
* در دهههای ۶۰ و ۷۰، علی پروین رئیس باشگاه پرسپولیس بود و سلطه کاملی بر آن داشت؛ بسیاری از بازیکنان آن دوره معتقد بودند از چرخه مالی باشگاه بهره کافی نبردند.
* سلطه طولانیمدت او بر نیمکت پرسپولیس باعث شد بسیاری از پیشکسوتان از جمله فرشاد پیوس، ناصر محمدخانی و حمید درخشان، مجال سرمربیگری در تیم محبوب خود را پیدا نکنند.
* برخی منتقدان بر این باور بودند که پروین محبوبیت چهرههای دیگر باشگاه را برنمیتابید. مهدی هاشمینسب و احمدرضا عابدزاده از جمله کسانی بودند که در محبوبیت تنه به تنه او زدند و در ادامه کار با موانعی مواجه شدند.
* کسب قدرت مطلق در پرسپولیس تنها به رختکن محدود نمیشد؛ بسیاری از هواداران نسبت به قدرت جریانات نزدیک به او بر سکوها احساس نگرانی میکردند و منتقدان مجال ابراز اعتراض نداشتند.
* در سالهای بعد، پروین همچنان نفوذ خود را حفظ کرد و بسیاری از مدیران عامل از چهرههای نزدیک به او بودند که با مخالفت هواداران مواجه میشد.
* قدرت در سایه او در دوره رضا درویش به اوج رسید. درویش که دوست قدیمی پروین بود، در روزهای دشوار همیشه از اعتبار اسطوره استفاده میکرد و پروین نیز مرزبندی خاصی با این موضوع نداشت.
* بسیاری معتقدند پروین نتوانست از جایگاه اجتماعی و محبوبیت ورزشی خود به درستی محافظت کند. با این حال، در هشتادسالگی، کارنامه او دامنهای گسترده دارد. برای یک نفر، تصویر او در حال زدن ضربه آزاد برابر کویت خاطرهانگیز است و برای دیگری مربی قهرمان در پکن. اگرچه درباره ابعاد جنجالی این چهره نگاههای متفاوتی وجود دارد، اما همه در اهمیت او در تاریخ فوتبال ایران اتفاقنظر دارند. هفتِ پرسپولیس، علیآقا؛ مردی که با تمام نقاط مثبت و منفی، یکی از مهمترین چهرههای تاریخ فوتبال ایران و شاید مهمترین آنهاست.





فوتسال
تیراندازی با کمان
دوومیدانی
اتومبیلرانی
بدمینتون
بیسبال
فوتبال ساحلی
بیلیارد
بدنسازی
بولینگ
بوکس
شطرنج
دوچرخهسواری
شمشیربازی
گلبال
گلف
ژیمناستیک
هندبال
هاکی
سوارکاری
جودو
جوجیتسو
کبدی
کاراته
کوراش
موتورسواری
سنگنوردی
قایقرانی
تیراندازی
والیبال نشسته
اسکیت
اسکیتبرد
اسکی
اسکواش
شنا
تنیس روی میز
تنیس
واترپلو
وزنهبرداری
بسکتبال با ویلچر
ووشو