به گزارش ورزش اپ، صحنه هم ساده بود و هم عجیب. کمکداور ابتدا کرنر اعلام کرد. بازیکنان گلگهر بر اساس همین تصمیم به سوی محوطه جریمه تراکتور حرکت کردند. چند لحظه بعد، داور وسط به درستی تصمیم خود را اصلاح کرده و ضربه دروازه گرفت. بیرانوند معطل توپ جمعکن نشد، نگاهی سریع به فضای خالی زمین گلگهر انداخت، توپ را برداشت و با یک دراپ دقیق به جلو فرستاد. امیرحسین حسینزاده بلافاصله سرعت گرفت و پیش از اینکه مدافعان سراسیمه گلگهر بتوانند به موقعیت نزدیک شوند، توپ وارد دروازه شد.
همه چیز در چند ثانیه اتفاق افتاد و سپس کارشناسان داوری بر قانونی بودن این گل اجماع داشتند. ضربه دروازه اعلام شده بود و تراکتور حق داشت بازی را به سرعت آغاز کند. گلگهر هم نمیتوانست از حریف بخواهد تا زمانی که بازیکنانش از نیمه زمین بازگشته و آرایش دفاعی خود را دوباره سامان میدادند، بازی را متوقف کند؛ فوتبال چنین تعارفی ندارد.
اما در عین حال، فوتبال فقط درباره انجام کارهایی که مجاز به آن هستید، نیست. اساساً فلسفه بازی جوانمردانه از همینجا شکل میگیرد. و دقیقاً در همین نقطه، سؤال کلیدی مطرح میشود: تراکتور باهوش عمل کرد یا فرصتطلب بود؟ پاسخ صحیح این است: هر دو. البته یک نکته باید از همان ابتدا روشن شود؛ تراکتور تیم گلگهر را فریب نداد. هیچ بازیکنی از تراکتور اعلام نکرد که بازی متوقف است. کسی وانمود به عدم آگاهی نکرد تا حریف جلو بیاید. هیچ کس در تصمیم داور دخالتی نداشت. تصمیم کمکداور تغییر کرد و تراکتور سریعتر از گلگهر با تصمیم جدید کنار آمد. آنها غفلت حریف را ایجاد نکردند؛ بلکه آن را مشاهده کردند.
صحنه ترنت الکساندر-آرنولد در نیمهنهایی لیگ قهرمانان ۲۰۱۹ بین لیورپول و بارسلونا را به یاد بیاورید. کرنر به سود لیورپول اعلام شد. آرنولد ابتدا به سمتی دیگر رفت، طوری که گویی بازیکن دیگری قرار است کرنر را بزند. ناگهان برگشت، توپ را به سرعت ارسال کرد و اوریگی که تنها بازیکن آماده در صحنه بود، گل چهارم را به ثمر رساند. بازیکنان بارسلونا تقریباً نظارهگر این اتفاق بودند. همان گل بعدها به یکی از معروفترین نمونههای «corner taken quickly» در فوتبال مدرن تبدیل شد.
در همان سال، فوتبال ایران نیز نسخه تلخ همین درس را تجربه کرد. ایران و ژاپن در نیمهنهایی جام ملتهای آسیا ۲۰۱۹. بازیکنان ایران پس از برخوردی در میانه زمین به سمت داور رفتند. اما بازی متوقف نشده بود. ژاپن به بازی ادامه داد و از همان آشفتگی استفاده کرده و به گل رسید. آن صحنه هنوز هم یکی از آزاردهندهترین تصاویر فوتبال ایران است، اما هیچکس به طور جدی نگفت که ژاپن باید صبر میکرد تا بازیکنان ایران اعتراضشان را تمام کنند؛ بلکه همه به تقبیح بازیکنانی پرداختند که به سوت داور بیتوجه بودند و حرفهایگری کافی از خود نشان ندادند. درون آن دروازه، علیرضا بیرانوند ایستاده بود.
از منظر جامعهشناختی، رقابت تلاشی برای دستیابی به یک هدف مشترک است. رقبا لزوماً نیازی به ضربه زدن مستقیم به یکدیگر ندارند؛ کافی است هر دو یک چیز را بخواهند و یکی بتواند زودتر به آن دست یابد. فوتبال تقریباً نمونه آزمایشگاهی همین وضعیت است. همه به دنبال گل هستند، همه فرصت گلزنی را میخواهند. اما فرصت همیشه بین همه تقسیم نمیشود. گاهی فقط یک نفر آن را میبیند. این همان نقطهای است که رنگ سبز چمن به فضای کوچه و خیابان تغییر میکند و شبیه زندگی روزمره میشود؛ جامعهای که در آن فرصتها محدود و متقاضیان زیادند و افراد ناخودآگاه به رقابت در هر عرصهای خو میگیرند. ثبتنام خودرو فقط ثبتنام نیست، مسابقهای است برای اینکه چه کسی زودتر وارد صف شود. خرید سهم فقط تحلیل بازار نیست، گاهی مسابقهای است برای اینکه چه کسی زودتر دکمه خرید را فشار دهد. موقعیت شغلی هم همیشه به بهترین انتخاب نمیرسد و ممکن است اولویت به کسی داده شود که زودتر اقدام کرده است. در حالی که یک نفر هنوز در حال بررسی شرایط است، دیگری فرم را ارسال کرده. یک نفر هنوز در حال اعتراض است و دیگری گلش را جشن میگیرد. گل تراکتور بیش از حد شبیه دنیای خارج از فوتبال است؛ جهانی که در آن «حق داشتن» و «فرصت داشتن» همیشه یکی نیستند.
یک جامعهشناس معروف در بحث رقابت بر سر موقعیتها و منابع کمیاب میگوید: وقتی منابع محدودند، رقابت فقط بر سر شایستگی نیست. بر سر دسترسی، زمان و موقعیت هم هست. فوتبال این منطق را بیرحمانهتر نشان میدهد، چرا که فرصت در آن گاهی فقط چند ثانیه عمر دارد و شاید به همین دلیل است که نمیتوان به سادگی گل تراکتور را محکوم کرد. شاید از آن خوشمان نیاید. ممکن است بگوییم تماشای تیمی که هنوز درگیر تصمیم قبلی است و ناگهان گل میخورد، تصویر زیبایی از جوانمردی نیست. اما قرار است از کجا یک قانون اخلاقی جدید بیاوریم که بازیکن باید به حریف فرصت بدهد تا خودش را جمعوجور کند؟ (در بهترین حالت، این وظیفه داور است.) اگر چنین قانونی وجود داشته باشد، باید ضدحمله را هم تعطیل کنیم، ضربه ایستگاهی سریع را هم، اوت سریع را هم. هر جا حریف نامنظم بود، باید صبر کنیم تا دوباره منظم شود. این امر، ذات فوتبال و رقابت را به چالش میکشد؛ ورزشی که اسطوره و مهمترین چهره تاریخیاش، دیهگو مارادونا، به عمل فریب دادن تقدس بخشیده است.
فوتبال حرفهای بر پایه همین لحظات بنا شده است. بازیکن بزرگ فقط تکنیک بهتری ندارد؛ گاهی یک صحنه را نیم ثانیه زودتر میبیند. بیرانوند در تبریز همین کار را کرد، حسینزاده نیز همینطور. اما گلگهر هنوز درگیر تصمیم قبلی مانده بود. پس شاید مسئله اصلی این گل، «قانونی یا غیرقانونی» بودن آن نباشد. آن بخش کاملاً روشن است. مسئله این است که ما با کدام واژه راحتتریم: هوش یا فرصتطلبی؟ و پاسخ صادقانه این است که هر دو درستاند. هوش، زمانی که به نفع ماست. فرصتطلبی، زمانی که به نفع دیگری است. این گل را میتوان از نظر اخلاقی دوست نداشت، اما برای محکوم کردنش دلیل محکمی نداریم. تراکتور نه فریب داد، نه قانون را دور زد، نه بازی را متوقف کرد. فقط زودتر متوجه شد که بازی دوباره شروع شده است. به همین دلیل، شاید آنچه در تبریز دیدیم، بیش از آنکه یک گل غیراخلاقی باشد، تصویر کوچکی از جهانی بود که در آن فرصتها منتظر آدمها نمیمانند. تراکتور فرصت را دید، گلگهر ندید و فوتبال، مثل همیشه، به تیمی پاداش داد که زودتر فهمیده بود بازی تغییر کرده است. البته شاید سلیقه شما این نباشد. این هم غلط نیست، فقط امتیاز ندارد.





فوتسال
تیراندازی با کمان
دوومیدانی
اتومبیلرانی
بدمینتون
بیسبال
فوتبال ساحلی
بیلیارد
بدنسازی
بولینگ
بوکس
شطرنج
دوچرخهسواری
شمشیربازی
گلبال
گلف
ژیمناستیک
هندبال
هاکی
سوارکاری
جودو
جوجیتسو
کبدی
کاراته
کوراش
موتورسواری
سنگنوردی
قایقرانی
تیراندازی
والیبال نشسته
اسکیت
اسکیتبرد
اسکی
اسکواش
شنا
تنیس روی میز
تنیس
واترپلو
وزنهبرداری
بسکتبال با ویلچر
ووشو